Erfan
Xan
؛{قسمت اول: تهم
همیشه قرمز لاک و سفیده جینش
بم میشه خیره
دولکه مشکیه تیره
چشمش کشیده لاغره تنش رژیمه
جین رومم سپیچه
میدونم دنبال چیه
میدونه دنبال چیم
دوباره گیجم کجائه اوضاع ریم
استاده کوردای دیمم میدونه خماره چیم
من خمارش میشم
اون میشه خل واسه ریشم
پولامون مچاله میشن زیرمون زباله میشن
من پی دلار بیشتر
اون با اون "صبحانه" رو سرش
باز موند صبحانه پیشم چون هیچ کجای این شهر
نمیتونن واسش مثل من از این گلا بپیچن
دریچه دیدش مثه منه
حتی لنز و فیلترش
چشش سگـــــ داره بدونه لنز و ریملش
دورش بنز و بیمرش
خودش چت و سیر دلش
میاد حتی ده تا اَی تی اِم خرسو پیچ بده
گله وحشیه نمیتونن بکارنش
به بد تن نمیده تا بتازنش
یا ببندن درو
تا بگن در نرو
اما بکارتش یه رازه
نمیدونم یه گاز زده
اونم از سیبه
اونم اسیر مسیره
سنت و نجابته
؛{قسمت دوم: جیدال}؛
میگیرتت وحشیه هار چشش
همه میگن آسه ولی من میگم دامه دل بش
البته واسم فرق نداره آس و دام
ورقه بازم پس میزنه هر دفعه با من حرف
میگه قلبمه واست من
راحت کندمش دادم رفت
اگه هر دقیقه با من هست میگه
شده عاشقه فلسفه بافتنم
همش حواییم میکنه انگار حضرت آدمم
انگار حضرت آدمم
روز بعدم روی تختم خوابه
چندتا تتو کوچیکـ روی بدن داره
اکثراً که با منه
ولی بهم گفته دوست پسرم داره
ای هرجا باشه فکرم باهاشه
میدونه فکرم بازه
فقط دنباله بهتراشه یه کم آره
ول چت و پرت
خطای سفیدو زدیم و کردیم خطای قرمزو رد
یه کم بعد حسم رفت
میدونه چطور رو نروم نره بهتر پس
میشینه رو پام نی استرسی
وقتی رفتش دلش میمونه
ینجا پس دوباره برمیگرده
؛{قسمت سوم: پایا}؛
نداره باباشو دوست
میگیره گیر میده رو پاپای پایداره په میکنه پاپایه بوس
میدونه آمارش توشه مثل مامانش خوبه
دامادش کارش فروش کوشه و آرامش خونه
نداره از دستش پسره چاقاله لوس
میگیره پول ازت و میکنه دود همه رو
ایزابل مومو گوچی
مثل مونیکا بلوچی
تیستش تونیکه با بلو چیز
چشم تیز اپل بادم جینز
فردی لوفر
BCBG هیلز
پریچ
دستش توی جیب دستش توی جیبم
پیله پیل این لین و کوک و ویدم
..دیدنش ریدن، دیدنیا ایول
یکشنبست، یک شمع بس که روشن شه ویدم
شهر آتیش با ایدم
فنام یه ایلن همه ایل
منم گیر، گیره اینم دلو میدم چی میگیرم
میگیری چی می میگی میگیری چی میگم

؛{قسمت چهارم: عرفان}؛
بیدار شدم توی پاریس
با بوی کونیک
نیستم کاپوچینو
ریختم شات جینو توی تونیک
با یه داف باریک
کارنامه تاریک
مثل خودم میفهمیم همو ما دامو شاه پیک
بی حالیم و باحالیم
این پایینا بالاییم
بگا دادیم ما
با بالا پایین داریم چه حالایی
صبح روز بعد آره صبح روز بعد
از زیر دوش اومد و افتاد حوله روی تخت
میگه نیست یه اخم دیگه نیست یه روز سخت
صبحونمون هست تو لوله هست یه پودر تلخ یخ
نمیفهمن محتوای کتاب نی به جلدش
نمیفهمن هرکی میزنه میزنه نی جنده
نمیفهمن اون یکی با همه میره میاد
ولی جانمازو آب میشکه تو جمع کنه جلوه