Gdaal
Qolop Qolop
[مقدمه : تهم]
نمیشه ...
نمیشه ...
نمیشه !
نمیشه !
نمیشه !

[ورس 1 : تهم]

بِم میگن بی بخاری
نمی خوان اینطور باشیم
ما هم چون سردِ سردِ سردیم انگار نی بخاری
رژیم "جین" و "تانیک" ، وید و باریک
می پیچیم گیج و قاتی ، نی خماری
نمی دونم با کی کجاییم
فقط می خوام کیکو تا این لیکور پایین بره مثلِ "لیدُکائین"
حواسش باشه که یه وَخ ما نخوابیم
حواسش باشه یه وَخ پا نزاریم
جُز روی فِرشای قرمز
با نقش های "هِرمِس"
تلخ باشه طعم ، شامم هشت پایِ زنده
دوسِمون داری یا نه ؟ میگی همش کارِ هِیزه ؟
هدف لیوان مِی ؟ کارِ زشت ؟ حرفایِ عیبه ؟
که هَمراس با فِیزِ ؟ هی !
می دونیم بلندترین باقی موندیم ، بگو به ما هیمالیا
ما "رابین هود"یم ، یاغی موندیم ، نمیدیم ماهی مالیات
[قلاب : تهم و جیدال]

حتی ، این ورِ آبم
دیر میگذره ، این شبِ لامصب
میرم بالا ، لیوانمو تا تَش
بازم کمه ، می خوام هنو باز برم
قلپ قلپ بالا ، قلپ ، قلپ بالا ( هی ! )
قلپ قلپ بالا ، قلپ ، قلپ بالا ( هی ! )
قلپ قلپ بالا ، قلپ ، قلپ بالا
بِزن سلامتیمون داش ، با ما برو بالا

[ورس 2 : جیدال]

آه ، میگن اونورِ آبم
تتو متو رو تنِ دافم
رو سطح ماه راه میرمو می بینم دنیارو راه راه
همه میگن رَد داده مغزم
همش در حال پروازِ
پروازشم نه ، نداره برگشت
یه طرفه ، به طرفِ سیاره ، بعد پرت میشم و سوار اَبرم
بعدشم شُل و فِسیم
دخترا خل و قرتی
تن هاشون "دیور فندی"
تو مخاشون کُک و اِم دی
برو بالا یکی چاقال سلامتیمون ( هی ! )