Gdaal
Namoosan
؛{ورس}؛
ای بودم سیزده توو خیابونا قفل رپ دایی
لاشخورا پر میزدن دور من گاهی
بره بودم توو لباس گرگو
بیدار میشد توم گرگ گهگاهی
نابغه نمیسازه مخش کلیشه
سمیه این شعرا صوبر نمیشه
مخش میره اونجا که مخت نمیره
دست روی ماشه هیچ موقع دو دل نمیشه
فکر تک میاد از این مغز شلوغ
رو هافمن بودیم ما از قبل بلوغ
چی میگن این فنچای دست به دودول
خشی بیارم پایین برات فک کدومو ها
زیاده بینمون فاصله عزیزم
چس ناله خونی و من شاعر مریضم
خیلی کار داره تا بشه حریفم
بارداره شعرام میشن حامله ضعیفه ان
دیوونه ام هر کاری فکرت نی میکنم
لیوانو بردار سک بریز میخورم
میگی زندگیت رویائیه ولی
من دارم رویامو زندگی میکنم

؛{همخوان}؛
ناموسا پرچما پایینن
ناموسا همه رو مالیدم
ناموسا حَشَّمو چاقیدم
ناموسا بد رپو گاییدم
ناموسا ناموسا ناموسا