Quf
Sarab
[آلبوم ساخت ایران / متن آهنگ «سراب» از قاف به همراه داریوش، کابوس و آرشام]

[همخوان: آرشام]
نذا بفهمه حالِت خرابه
بذا بفهمه خوابش سرابه
قاتل جانت، زمانه
رگبار مسلسل، دقایق

[قسمت ۱: قاف]
نمیشه بری بیرون
با جیب خالی
نمیشه کمک کرد
با این وضع مالی
نمیشه برینی
با خیک خالی
بشاش تو افکار رویایی
تو بی‌فکریه آزادی
دسته دسته بازاری
فکر مرز هاوایی
زن و بچه و دارایی
طرز فکر قاجاری
به قیمت خروج قاچاقی
میگه ناچاریم
اینجا جا ما نی
بوس می‌خوایم
نه فقط لالا، جیش
مکدونالد و آپاچی
ایرانِ آباد چی؟
طاق می‌زنیش با پاستیل؟
اوضاع بشه قاراشمیش
تو بری اون‌ور و ما وایسیم؟
چشم انتظار آبادی
وقتی هنوز مضره آب عادی
بنگاه معاملاتی
دنبال مازاراتی
راننده تاکسی پی تخفیف اوراقچی
نازکه پارتیت؟
پس تکلیف امضای اوراق چی؟
الاغی یا خماری یا کجه دوزاریت؟
ساخته ایران؟
گرچه سخته، ساخت ایران
این مجموعه اصله
ساخت ایران

[همخوان: آرشام]
نذا بفهمه حالِت خرابه
بذا بفهمه خوابش سرابه
قاتل جانت، زمانه
رگبار مسلسل، دقایق

[قسمت ۲: کابوس]
نذار بفهمه بُریدی
کل عمر دویدی
خاطرات رو ورق می‌زنی
توش یه لحظه خوشی نیست
بدبینی، با خودت درگیری
ترسیدی، بالا تر از سیاهی
که رنگی نی
واسه این درد علاج نیست، درمان نی
ساکتی ولی این سکوت
کمتر از فریاد نیست
انقدر باید درد بکشی
تا انا الحق بزنی
همه چیو بشکافی
حلاج شی
ملت درگیره اراجیف
فن آخر جنگه
تسلیم شدن، ننگه
خیلیا خودشون رو
عادت میدن، راحت میشن
ولی اون‌که تغییر میده، هنرمنده
چون باعثه مسیر همه
روشن‌تر شه
تو چشمات یه جا خیره میشه
خیسه می‌چکیده ازش اشک
اگه جلوشو بگیری
کینه میشه خشم
یه ابزاره مثله قلم
تو دست کسیه که
می‌نویسه هر ورق
که تیکه تیکه میشه
میوفته زیره میزش
به هدف نزدیک و
از نوشتن سیر نمیشه
چون کرده پیله
دیده مردم، مغزشون ریده دیگه
جامعه مبتلا به بی‌حسیه
گیجه شده، پُره عقده
کل فکرش پروازه، کِرمه
ولی ذاتن پروانه‌س
حتی اگه تو جو کثیف تهران
عمرش یه روزه
حتی اگه آخر بسوزه
مهم نی واسه‌ش و
رو لباش خنده‌ش
چون می‌دونه یه کوچه
به اسمش هست
که بن‌بُسته تهش و
یه رده پا
آخرشه که شده محو
پَر زد و رفت
[همخوان: آرشام]
نذا بفهمه حالِت خرابه
بذا بفهمه خوابش سرابه
قاتل جانت، زمانه
رگبار مسلسل، دقایق

[قسمت ۳: داریوش]
اينجا ايرانه
يه چيزى بدتر تر از چيزى
كه بهرام دم زد ازش
بچه هاشم ترفند بلد
گنده‌هاش بلدن در رن فقط
سند تويى، مدرک منم
مردک! تو ماده خامى
امثال من، صنعتگرن
من بچه‌ى عقده‌م حاجى
شل نمي‌گيرم كه پشتم باشى
واسه محكم كارى
حتى اگه شب زنده داريم
صبح بايد پاشيم
تو به درد نمی‌خورى، بچه جون
وقتو اين‌طورى صرف مي‌كنى
وقتم، وقتت، وقت
وقتمون، وقتتون، وقتشون
نرسه پک بهتون
می‌بُره مغزتون
كف خونه كف و خون
چون ما در حال ساختيم
پروانه هم داريم
نيازى ندارم برام ببارى
حقايق لاستیک، كلام ما ميخ
باختن براى ما نى
كاشتن براى ما مين
تن مي‌ديم به سختى
اما سر نميره
بد می‌خوره زمين
هر كى واسه‌مون بد ببينه
بسه ديگه، ريده طرز ديدت
تقصير كيه؟
لابد تقصير من و سرزمينه
[همخوان: آرشام]
نذا بفهمه حالِت خرابه
بذا بفهمه خوابش سرابه
قاتل جانت، زمانه
رگبار مسلسل، دقایق