Shahin Najafi
Bad
چیزت را به من نگو چیزت را به من نده
با پنجره بخواب ای سنگ جان من
من روی یاد تو که یله شده بر آسمان خط می کشم
با من تراوش روزانه ای ست که در نبود تو تکرار می شود
تقصیر خواب نیست تقدیر ما تصادفی ست که به هیچ نمی ارزد
اصلا من بعد اصلا من بد

گوشت روی گاز مشروب روی میز
ما چقدر غریبه شدیم که تو تحریک نمی شوی دیگر
سیگار می کشی و تنت زیر زیرپوش سفید توریت شناور است
هیچ چیزت را به من نگو هیچ چیزت را به من نده لطفا
بگذار گمان گندم نگات در ذهن لهجه دار من
با شک به هستی اجین شود
اصلا من بعد اصلا ما بد

اینجا که شعر هیچ غلطی نمی کند
من هم که مست
کدام شعور؟
ما همه چیز را در مبال خانه جا گذاشتیم
اطراف مان مشتی خزنده که راه به راه پوست می اندازند
و حقارت شان را با تصور تخریب ما زنده می کنند
اینجا کسی نمانده که حتی شکایتی کنم
اصلا من بعد اصلا من بد
اصلا من بعد اصلا من بد

هیچکس بزرگ نیست هیچ چیز عمیق نیست
هیچکدام ما مهم نیستیم دیگر
تنها سکوت سطحی خاک گرفته ی حجم این کتاب هاست
که زنده است
زمان دروغ می گوید تاریخ زنده نیست
مکان توهمی ست که ما در آن سکس می کنیم
چیزت را به من نگو چیزت را به من نده
آرام گریه کن
آرام نعره بزن
آرام نعره بزن
آرام گریه کن
سوتین سیاه تو سبز می شود ریشه می دهد
من هم یواشکی در خواب تو راه می روم
انگار نه انگار که نیستیم دیگر
آه سانفرانسیسکوی سوررئال من
آه پاریس بدنام شده
آه فرانکفورت نفرینی
میلان خسته میلان تنها
کلن کلافه
بخند بپاش بشاش بشاش
و انزلی که جا گذاشتمش
اصلا من بعد اصلن من بد