Shahin Najafi
Akharin Booseh
​[متن آهنگ «آخرین بوسه» از شاهین نجفی به همراه بابک امینی]

[قسمت ۱: شاهین نجفی]
بوسیدمش در جاده‌های مُرده‌ی بی‌روح
بوسیدمش در کوچه‌های پشتِ لیلاکوه
بوسیدمش هی زیر هر ابرِ کبودی که
توی خیابان‌های خیسِ لنگرودی که
بارید از من، مثل ابر خسته از باران
بارید از من، تا خودِ استخر لاهیجان
خندید با من، در جدال گرم بازی‌ها
خندید با من، به تمام حال و ماضی‌ها
خندید با من، در مسیر رفت تا برگشت
خندید با من، در تمامِ پارک‌های رشت

 [همخوان: شاهین نجفی و بابک امینی، با هم]
بوسیدمش در کافه‌های خسته‌ی در راه
بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه
بوسیدمش در رودسر، بر ماسه‌های داغ
بوسیدمش در شهر، بعد از خوردنِ شلاق
 
[قسمت ۲: شاهین نجفی]
آغوش وا کردیم، اگر چه ترس هر سو بود
در سینما، که شاهدِ عشقِ من و او بود
بوسیدمش هر شب سرِ پل‌های صدساله
بوسیدمش تا ساحلِ دریای چَمخاله
بوسیدمش در روزهای تلخ و سختی که
بوسیدمش بر کُنده‌ی خشکِ درختی که
سخت و غریبانه گذر کردیم شب‌ها را
شامِ غریبان بود و می‌خوردیم لب‌ها را
با قلب‌های خسته‌ی حالی به حالی‌مان
با آن نگاه و لهجه‌یِ بغضِ شمالی‌مان
 
[همخوان: شاهین نجفی و بابک امینی، با هم]
بوسیدمش در کافه‌های خسته‌ی در راه
بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه
بوسیدمش در رودسر، بر ماسه‌های داغ
بوسیدمش در شهر، بعد از خوردنِ شلاق