Mohsen Chavoshi
Amire Bi Gazand
[قسمت یک]
عجب سروی عجب ماهی
عجب یاقوت و مرجانی
عجب جسمی عجب عقلی
عجب عشقی عجب جانی
عجب لطف بهاری تو
عجب میر شکاری تو
در آن غمزه چه داری تو
به زیر لب چه می خوانی

[همخوان]
عجب حلوای قندی تو
امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو
که گردون را بگردانی
تویی کامل منم ناقص
تویی خالص منم مخلص
تویی صور و منم راقص
من اسفل تو معلایی
عجب حلوای قندی تو
امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو
که گردون را بگردانی

[قسمت دو]
به هر چیزی که آسیبی کنی
آن چیز جان گیرد
چنان گردد که از عشقش
بخیزد صد پریشانی
مروح کن دل و جان را
دل تنگ پریشان را
گلستان ساز زندان را
بر این ارواح زندانی

[همخوان]
عجب حلوای قندی تو
امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو
که گردون رو بگردانی
عجب حلوای قندی تو
امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو
که گردون را بگردانی