Meykhaneh Daroftadeh
[مقدمه]
روزی، روزی
روزی تو مرا بینی
میخانه درافتاده
روزی تو مرا بینی
میخانه درافتاده
دستار گرو کرده
بیزار ز سجاده
؛[قسمت اول]؛
من مست و حریفم مست
زلف خوش او در دست
احسنت زهی شاهد
شاباش زهی باده
؛[قسمت دوم]؛
این دلبر پرفتنه با جملهی دستان
خوش خفته و جمله شب
خوش خفته و جمله شب
این عشرت آماده
این دلبر پرفتنه با جملهی دستان
خوش خفته و جمله شب
این عشرت آماده
خوش خفته و جمله شب
این عشرت آماده
؛[قسمت سوم]؛
ما مست شدیم و دل جدا شد
از ما بگریخت تا کجا شد
چون دید که بند عقل بگسست
در حال دلم
در حال دلم گریزپا شد
؛[قسمت چهارم]؛
در خانه مجو
در خانه مجو که او هواییست
او مرغ هواست و در هوا شد
او باز سپید پادشاه است
پرید، پرید به سوی پادشاه شد
روزی، روزی
روزی تو مرا بینی
میخانه درافتاده
روزی تو مرا بینی
میخانه درافتاده
دستار گرو کرده
بیزار ز سجاده
؛[قسمت اول]؛
من مست و حریفم مست
زلف خوش او در دست
احسنت زهی شاهد
شاباش زهی باده
؛[قسمت دوم]؛
این دلبر پرفتنه با جملهی دستان
خوش خفته و جمله شب
خوش خفته و جمله شب
این عشرت آماده
این دلبر پرفتنه با جملهی دستان
خوش خفته و جمله شب
این عشرت آماده
خوش خفته و جمله شب
این عشرت آماده
؛[قسمت سوم]؛
ما مست شدیم و دل جدا شد
از ما بگریخت تا کجا شد
چون دید که بند عقل بگسست
در حال دلم
در حال دلم گریزپا شد
؛[قسمت چهارم]؛
در خانه مجو
در خانه مجو که او هواییست
او مرغ هواست و در هوا شد
او باز سپید پادشاه است
پرید، پرید به سوی پادشاه شد